سفارش تبلیغ
صبا ویژن


6:50am :

به طور خیلی ناگهانی استاد پیام داد که کارآموزی کنسله به همه خبر بده  ! خوب حالا من کجا باشم خوبه ؟! میدون استقلال !!!! یعنی نصف راه رو اومدم ! یک روز سحرخیزی کردیم ها !
به بچه ها خبر دادم . حالا تا پارک ملت میرم از اونجا اتوبوس میشینم و برمی گردم . نه که الان روی صندلی اول راحت نشستم ، حیفم میاد بلند شم . میرم پایانه که اونجا هم یه اتوبوس خالی سوار بشمشوخی

7am :

تایپ و تکثیری ، فتوکپی ، چیزی هم باز نیست که حداقل این نوار قلب ها رو برای بچه ها فتو بگیرم...
من نخوام نماینده باشم باید کیو ببینم ؟!!!!!!!!!

 7:11am :

این بچه دبیرستانی ها رو می بینم دلم می خواد دوباره برم مدرسه اما اصلا دلم نمی خواد همون دبیرستانی برم که رفتم...

10:30pm :

کیکم سوخت ... نمی خـــــــــــــــــوام ...

13pm :

چقدر دلم واسه این آدمایی که فکر می کنند من مجرد هستم و وقتی که می فهمند متأهلم می خوره توی پرشون می سوزه!

5:57pm :

دو سه روز هست که خواب نیمروز دارم تبسم . خیلی هم بد نیست البته اگه بلافاصله بعد نهار نباشه. صبح هم راحت تر بیدار میشم .

6:49pm :

من و پرتقال پرک شده و بوی نم بارون ...

9:28pm :

وقتی نمی دونی شام باید چی بپزی این کارو می کنی ...

یه خاگینه با یه دونه تخم مرغ و رب و زعفرون درست می کنی و پهن می کنی کف پیتزاخوری

بعد یه کمی بال و سینه مرغ که توی فریزر داری رو سرخ می کنی (یه کمی هم ترشش می کنی ) و با پنیر پیتزا میریزی روی این خاگینه

بعدش میذاری توی فر تا پنیرش باز بشه

غذاها تکراری شده بودن خواستم از خودم خلاقیت تراوش کنم

10:25pm :

امروز روز خوبی بود . من هم خیلی دختر خوبی بودم . تازه درس هم خوندم 

 




تاریخ : چهارشنبه 91/2/20 | 10:28 عصر | نویسنده : Nurse | نظر

  • آنکولوژی | اخبار وب | تیم بلاگ