6:17am :
موندم که روپوش ویژه ببرم یا این روز اولی همون روپوش سفید خودمو ببرم تا استاد تکلیف مشخص کنه...
6:30am :
یاد اون ترم های اول دانشگاه افتادم .
من قبل از این، کمتر با آدم ها قاطی می شدم (مگر افرادی خاص که خیلی کم پیش میومد تعدادشون بیشتر از 2 تا بشه) . قبلا منظورم دوران مدرسه و ایناست .
خلاصه ترم های اول دانشگاه یک پیامک معنوی که به نظرم فوق العاده زیبا بود برای تعدادی از دوستهای دانشگاهی send کردم . یکیشون برگشت به من گفت در مورد من چی فکر کردی که یه همچین پیامی برام فرستادی ؟! اصلا روی چه حسابی ؟! ... شوکه شده بودم !!! ... آخه پیامک مذهبی بود ، راجع به انتظار ، به نظرم خیلی قشنگ بود .
1سال تمام فکر می کردم این دوستم (الهام) آدم مذهبی هست و علایق اعتقادیش به من نزدیکه !
اون روز فهمیدم خیلی چیزا هست که من دوست دارم و دیگران نه ! اون روز فهمیدم نمیشه از ظاهر افراد به باطنشون رسید .
7:17am :
آی سهراب کجایی که ببینی زیر بارون هستم بدون چتر!
یعنی خیس شدم هـــــــــــــــــا ! خیس خیس
11:57am :
خوشحال می باشم از اینکه با این همه پرخوری که دیروز کردم هنوز 60 کیلو هستم
مامان می گفت طرف یک بشقاب آش بیشتر خورده روز بعد 100 گرم بیشتر شده! ترسیدم گفتم با این همه که من خوردم و حرف مامان پس باید حداقل 2 کیلو اومده باشه روم!
3:10pm :
2تا چای کاکائو عصرانه با داداشی
3:39pm :
3صفحه خوندم خسته شدم !!
واقعا خسته نباشم!
نمی دونم چرا دل به درس نمیدم!
4:07pm :
دلم یه دوست و همراه پرانرژی و باحال می خواد پایه واسه پارک ، بازی ، ورزش و ...
حدیثه هست ولی پرانرژِی نیست گاهی هم بدجوری بی حوصلگیش ضد حال میزنه . یکی می خوام که انگیزه و انرژی ش بیشتر باشه
9:00pm
شعار این روزهای من : از هیچ کس و هیچ چیز نترس ، توکل کن و با احتیاط پیش برو
9:30pm :
رفتم تمرین رانندگی ، تمام راه رو از آموزشگاه تا خونه پیاده اومدم (هوا بارونی و محشر بود) . بعد هم نیم ساعت درس خوندم . الانم دارم میمیرم از بی خوابی!
.: Weblog Themes By Pichak :.