سفارش تبلیغ
تی شرت درخشان LED
این تیشرت دارای یک پنل LED است
که با صدای محیط به حرکت در می‌آید

ساعت سامورایی LED آبی
این ساعت مانند یک دستبند است که در زمان دلخواه ساعت آن ظاهر می شود.
تلویزیون دیجیتال
دریافت دیجیتال کانالهای تلویزیونی و ماهواره‌ای روی لپ‌تاپ و کامپیوتر
تلویزیون دیجیتال
پروانه های بی پروا

پروانه های بی پروا


در برخی شرایط خاص رفتار و اخلاق خانوم ها کمی متفاوت میشه که البته بی دلیل نیست اما اون دسته از افرادی که اطلاعاتشون کم هست (البته در ایران بیشتر) مخصوصا آقایون ، میذارند به حساب دمدمی بودن یا لجباز بودن یا بداخلاق بودن و یا نداشتن ثبات شخصیت فرد ! و چون آمار افرادی که این شرایط رو تجربه می کنند زیاد هست خودشون رو راحت می کنند و یک برچسب بزرگ و کلی می زنند روی همه ی خانوم ها که مثلا زن ها فلان هستند ... !


مسئله فقط به اینجا ختم نمیشه ! آخه غالب خانوم های ایرانی هم هیچ آگاهی در این مورد ندارند و چون به تکرار براشون پیش میاد این مشکلاتشون و حالت ها و رفتارشون رو مثل خیلی چیزای دیگه عادی می دونند و یه جورایی باهاش کنار اومدن غافل از اینکه این مشکل مثل خیلی از مشکلات و بیماری های دیگه راه حل پزشکی داره و میشه با یک تغییر حساب شده و یک برنامه ریزی درمانی رفع بشه .


بله من راجع  به PMS صحبت می کنم ، یک وضعیت غیر نرمال که اکثریت خانم ها در اون قرار می گیرند و متاسفانه از ماهیتش بی اطلاع هستند . اگر PMS در زندگی شغلی و خانوادگی شخص اختلال ایجاد کنه نیازمند به درمان های دارویی و ... هست .


تمام کشورهای پیشرفته ی امروز کلینیک های اختصاصی و مجهزی برای افرادی که دچار سندرم پیش از قاعدگی یا PMS هستند دارند اما در ایران حتی نام PMS ناشناخته مانده!


برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید 



نوشته شده در شنبه 29/11/90ساعت 1:23 صبح توسط پرستار (دانشجوی کارشناسی پرستاری) نظرات ( ) |

 




سلامی بزرگ پس از غیبتی کوچک.


شرح این روز ها در ادامه مطلب


کنجکاوی؟ کلیک کن ...


نوشته شده در سه شنبه 25/11/90ساعت 12:33 صبح توسط پرستار (دانشجوی کارشناسی پرستاری) نظرات ( ) |

اسلام مسلمان بی برنامه را مسلمانی گمشده در بیابانی می داند که به خیال آب به دنبال سراب می گردد و چنین فردی هرگز به سعادت و کمال نخواهد رسید.





اسلام چیزی جز یک برنامه ی کامل نیست که از طرف برنامه ریزی چون خداوند عالمیان برای به سعادت رساندن انسان طرح ریزی شده.


قرآن و سنت دو منبع غنی و گسترده ای هستند که برنامه ی زندگی فردی و اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی ، اخلاقی و اقتصادی انسان را مشخص کرده اند و برای لحظه لحظه های زندگی او ، از آن هنگام که چشم به جهان می گشاید تا وقتی که می میرد و حتی پس از مرگ برنامه ریزی دقیق کرده اند.


 


گرفته شده از  : اصول و مدیریت خدمات پرستاری - نویسنده : فدائی سید قاسم - صفحه 19 و 20  (مدیریت از دیدگاه اسلام - اصول مدیریت - اسلام و برنامه ریزی)


نوشته شده در دوشنبه 3/11/90ساعت 1:38 عصر توسط پرستار (دانشجوی کارشناسی پرستاری) نظرات ( ) |

علت ضعف حافظه چیست؟




علت گناه است ...


شخصی به دانشمندی مراجعه می‌کند و می‌گوید ؛ من حافظه ندارم آن دانشمند گفت: گناه نکن و علت آن را هم ذکر کرد و گفت : علم یک نوع فضیلت و برتری است و خدا این برتری را به شخص گنه‌کار نمی‌دهد لذا کسی که اهل گناه است مجتهد و ملا  نمی‌شود و اگر بخواهد ملا بشود و به درد مردم بخورد باید حافظه داشته باشد و لازمه آن ترک گناه است.



مرحوم آیت‌الله بروجردی، گاهی در درس، شعرهای سیوطی می‌خواندند؛ با اینکه حدود 70 تا 80 سال از زمانی که سیوطی می‌خواندند و مجتهد شده بودند، فاصله بود، ولی به علت دوری از گناه از حافظه بسیار قوی برخوردار بودند. 


آیت الله مجتهدی تهرانی دعایی برای تقویت حافظه معرفی می‌کند و می‌گویند: از خدا؛ حافظه بخواهیم و ترک گناه کنیم؛ این دعا را هم بعد از هر نماز بخوانید: «سبحان من لایعتدی علی اهل مملکته ...» که باعث تقویت حافظه می‌شود؛ قرآن حفظ کنید؛ حافظه زیاد می‌شود؛ خواندن آیت‌الکرسی حافظه را زیاد می‌کند و ... 


بعد از هر نماز بخوانید : 


« سُبْحانَ مَنْ لا" یَعْتَدی عَلی اَهلَ مَمْلَکَتِةِ سُبْحانَ مَنْ لا یَاْخُذُ اَهْلَ الْاَرضِ بِاَلْو"انِ الْعَذابِ سُبْحانَ الرَّؤُفِ الرَّحیمِ اللهُمَّ اجْعَلْ لی فی قَلبیْ نُوراً و بَصَرَاً و فَهْماً و عِلْماً اِنَّکَ عَلی" کُلِّ شَیْئٍ قَدیرٌ » (مستدرک‌الوسائل ج : 5 ص : 78)


(آوای وبلاگ ما در حال حاظر هم همین دعاست ... این هم آدرس صوتی دعا http:\\www.bbm.parsiblog.com/Files/1.mp3 )


 


منبع:  http://www.aemeathar.ir/post/290



نوشته شده در دوشنبه 19/10/90ساعت 6:29 صبح توسط پرستار (دانشجوی کارشناسی پرستاری) نظرات ( ) |



یک زیر زمین تاریک   ...


 با جانور های وحشتناک و آدم هایی که کمتر شبیه انسان بودند   ... 


فرار و گریز ، ترس ، اضطراب ، احساس خشم،   ...


و     ...


یک کابوس ! کابوس سیاه   ! 


از وقتی که یادم میاد . از اون موقع ها که خیلی خیلی کوچیک بودم زیاد کابوس می دیدم . حتی اون موقع که نمی دونستم کابوس چیه !



چشمام رو که باز کردم ساعت 8:20 صبح بود. گوشی همراه ، برای ساعت 8:30 تنظیم کرده بودم . تا 8:30 که آلارم به صدا دراومد توی رخت خواب موندم و مثل همیشه با خودم فکر می کردم که چرا؟! و مثل همیشه بدون نتیجه از رخت خواب خارج شدم ، صورتم رو شستم و لباسم رو تعویض کردم .


ساعت 10 امتحان پایان ترم ICU داشتم .


امتحان ICU ...


خلاف قول استاد (که گفته بود سوالات تستی خواهد بود) نیمی از سوالات کاملا تشریحی بود . اما باز هم بد نبود و من تونستم غالب سوالات رو جواب درست بدم.


الی انتظار داشت جواب سوالات رو بهش برسونم اما من باز هم مثل سابق بدون توجه به این چیزا ، امتحان رو دادم و از جلسه امتحان خارج شدم .


بعد از امتحان ...


منتظر موندم تا الی و حدیثه امتحانشون رو تموم کنند و به من ملحق بشن .


الی ناراحت بود و با ناراحتی گفت : چرا نذاشتی سوالات تشریحی رو از روی برگه ت بنویسم ؟! گفتم : مگه از روی برگه ی من می نوشتی ؟! گفت : نه پس از روی برگه ی عمه ت می نوشتم !


حالم خیلی خوب نبود و حوصله حرف زدن نداشتم چند تا جمله دست و پا شکسته و داغون بهش گفتم اندازه ای که فقط موضوع کش نیاد.


حدیثه که داشت به حرفهای ما گوش می کرد با عصبانیت جلو اومد و به الی گفت : یعنی چی این حرف ؟! این چه انتظاری هست که تو داری ؟! ...


چند جمله دیگه هم گفت که من دقیق گوش ندادم و سعی کردم با عوض کردن موضوع کاری بکنم که فقط دعوا نشه چون اصلا حوصله اوقات تلخ و اعصاب خورد رو نداشتم . به همین خاطر پریدم وسط حرفاشون ، به الی گفتم جزوه مدیریت منو با خودت آوردی ؟ گفت آره و دست کرد توی کیفش ، کلاسورم رو درآورد به من داد . با ناراحتی گفت : من میرم سالن مطالعه ؛ خداحافظ


با حدیثه راه افتادیم سمت خروجی دانشگاه ...


در مسیر ...


به حدیثه گفتم : الی ناراحت شد ولی مهم نیست . حدیثه گفت : از کی ناراحت شد ؟ گفتم از اینکه توی امتحان بهش تقلب نرسوندم و از اینکه تو اونطوری صحبت کردی اما مهم نیست گاهی خوبه که آدم ناراحت بشه


از حدیثه جدا شدم و حرکت کردم سمت خونه . همش با خودم توی این فکر بودم چرا نمی تونم مثل حدیثه راحت حرفمو بگم : " دلم نمی خواد ، دوست ندارم ، نه تقلب کنم و نه به کسی برسونم" ...


نمی خوام اگر حتی یک ریال قرار باشه از این مدرک توی جیبم بره حروم باشه !


راستش از آینده ی نسلم میترسم شاید خیلی بیشتر از آخرت خودم. 


کسی که با تقلب پیروز میشه ، به یک پیروزی ظاهری و پوچ رسیده و در حقیقت متقلب بازنده ی واقعیست.


اگر تمام بچه های دانشگاه و تمام دنیا هم تقلب کنند باز هم حکم همون حکم هست و چیزی عوض نمیشه .


پولی که از چنین مدرکی که با تقلب به دست اومده حاصل میشه با پول دزدی فرقی نداره !


حرام است مسلمان ... حرام ...




پیوست 1:

وقتی رسیدم خونه با آقای همسر در مورد کابوسم حرف زدم و ایشون خیلی خیلی مهربانانه با من صحبت کرد و با حرفاش آرامش خیلی قشنگی توی دلم کاشت ... ممنون همسر عزیزمبووووس


پیوست 2:


یک پیامک برای الی فرستادم و در مورد تقلب و عواقبش توضیح دادم و خواستم که دیگه از من چنین چیزی نخوادنکته بین



پیوست 3: 


الان دارم از دانشگاه میام (ساعت 16 تا 18 کلاس بحران و فوریت داشتم) . بعد از کلاس الی اومد جلو و گفت یه خبر خوب بهت بدم ؟ گفتم بگو . گفت : توبه کردم . دیگه تقلب نمی کنم . بعد از ظهر هم امتحان (چشم) داشتم و حتی یک کلمه هم تقلب نکردم . منم کلی خوشحال شدم و گفتم آفرین دختر خوبآفرین


نوشته شده در یکشنبه 11/10/90ساعت 3:4 عصر توسط پرستار (دانشجوی کارشناسی پرستاری) نظرات ( ) |


چند روزی هست که انرژی ندارم و حسم میگه که انگیزه هام دارند خداحافظی می کنن ... انگار تمام مشکلات دنیا دست به دست هم دادند که نذارند من به برنامه م عمل کنم ...



پرسشنامه مصاحبه روانشناسی رو گذاشتم جلو خودم و تمام قسمت هاش رو صادقانه پر کردم ... بعد ... خودم شدم پرستار خودم و... تشخیص دادم ...


افسردگی !


       



موندم به خودم چی بگم!


سعی کردم به خودم دلگرمی بدم و تلقین کنم که خفیف هست ...


حالا با وجدانم درگیرم که چرا به خودم دروغ گفتم!!!


قانون اول پرستاری صداقت هست ... اما ... نمی دونم این قانون وقتی یک پرستار ، پرستار خودش میشه هم باید رعایت بشه یا نه ؟!




نوشته شده در دوشنبه 28/9/90ساعت 1:10 صبح توسط پرستار (دانشجوی کارشناسی پرستاری) نظرات ( ) |

یه مدت هست که روزها و ساعت ها رو بدون هیچ کنترل و برنامه ای دارم از دست میدم .


یه مدت هست که عادت های بد مثل غبار روی ذهن و دلم نشستن و اگه به داد خودم نرسم پاک کردن این غبار مشکل تر میشه.


باید تصمیم بگیرم . یک تصمیم بزرگ برای تغییر خیلی چیزها...


اگر خدا بخواد از همین امروز شروع می کنم.



ادامه مطلب برای خودم ...


نوشته شده در دوشنبه 21/9/90ساعت 7:32 صبح توسط پرستار (دانشجوی کارشناسی پرستاری) نظرات ( ) |

Design By : Pars Skin